صدها هزار فارغ التحصیل در رشته های مختلف تحصیلی در بدر جویای کارند با نگاهی به رزومه های ارسالی ومراجعه به مراکز کاریابی و صف های ایجادشده در مراکز استخدامی این حقیقت تلخ بخوبی آشکار است.مشکل این جاست که غالبا نمیدانند دنبال چه کاری هستند هرکس که پیشنهاد شغلی بشرط پشت میز نشستن ارائه نماید بدون در نظر گرفتن تطابق با رشته تحصیلی خوانده شده، آینده آن وآنکه من توانائی انجام این کار را دارم و یا اصلا این شغل مورد پسند و دلخواه من است، اجبارا آنرا میپذیرند.و پس از چندی مایوس و افسرده دنبال کار جدیدی میگردند.
از نظر این عزیزان مهمترین موضوع مقدار حقوق است و بیش از 90 درصد اولین سئوال این است که حقوقش چقدر است و سئوال دوم بیمه دارد؟
این که این شغل با دانستنیها وعلایق من ارتباطی دارد یا خیر اصلا مهم نیست. کارفرما نیز اگر با پیشنهاد حقوق کم، مواجه با قبول کارجو شود میپذیرد در این طور موارد هیچ یک از طرفین معیار مشخص و قابل قبولی برای استخدام و استخدام شدن ندارند(البته بجز استثناعات) در نتیجه هیچ کدام ومخصوصا کارجو راضی نخواهند شد وپس از چندی هردو متضررند.
کار مقدس است و دوست داشتنی با شرط آنکه دلپذیر باشد و مطابق علاقمندی، روحیه و منش و روش مدیریت، نوع برخورد سایر همکاران، ومحیط کار همه مهمند وباید قبل از پذیرش شغل توسط کارجو بررسی شود.
کارجو باید دقت داشته باشد که نسبت به شغل پیشنهادی چه توانمندی و چه ضعفهایی دارد ونسبت به رفع ضعفها وکاستی ها جدای از محل کار با مطالعه ویا حضور در کلاسهای تخصصی ورفع این کاستی ها خویش را برای ارائه یک کار خوب ومثبت آماده نماید . در این شکل است که ضمن لذت بردن از کار کافرما نیز همیشه خواهان ادامه فعالیت وی بوده و کارپذیرمدارج اعتلای حقوق و پست ساز مانی را طی خواهد نمود.
ما حصل آنکه شغل را کارپذیر باید انتخاب کند ونه با جبر بیکاری شغل به وی تحمیل گردد.
بزرگترین صفت خوب وعالی
برای رشد در یک محیط کاری صداقت، راستگوئی، امانتداری و سلوک خوب با سایر همکارن میباشد که در آتیه مفصلا به آن خواهیم پرداخت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر