در بازدید از یک مجتمع ساختمانی همه کارکنان از کارگر ساده تا استادان سفت کاری،آهنگری ، جوشکاری، بتون ریزی، سنگ کار، گچ کار، نصب کاشی وسرامیک،برقکاران،نقاش و حتی دکوراسیون را افغانی دیدم که با چه مهارت و دقتی کار میکردند . در صحبت با مجری ساختمان به شوخی گفتم در فرهنگ ساختمانی ما شخصی ساز ، مهندسی ساز، بساز وبفروش، برج ساز و انبوه ساز شنیده بودم ظاهرا باید افغانی ساز را به آن اضافه نمود. خندید و گفت تمام برجها و ساختمانهای جدید را که میبینی کار افغانها است.
کارگر ایرانی کار نمیکند و پر توقع است. مرتب درآمد سرمایه گزار را محاسبه میکند بدون آنکه هزینه ها ، زحمات و ریسک سرمایه گذاری را در نظر بگیرد و شعارش این است که حق ما را خورده اند.
از میزان در آمد کارگران افغان که سئوال کردم ضمن اظهار آنکه مسئولیت پذیری و دقت در کار آنان را ستود پاسخ داد کارگر ساده حدود دو و نیم ملیون تومان و استاد کاران تا شش ملیون و آنها که که کار را کنترات بر میدارند مثل اسکلت ساز، سنگ کار و برق کار بیش از اینها در آمد دارند. در آمدی که بسیاری از لیسانسه ها ومهندسان و جویندگان کار در کشور آرزوی آن را دارند.
در پرس و جو و تفحص بیشتر دریافتم که قریب به اتفاق کارگاههای خیاطی، سنگ بری، مرغداری و … در تیول برادران افغان است و کار فرمایان ضمن رضایت از کار آنان حتی خطر به کار گرفتن غیر قانونی کارگر خارجی را میپذیرند.
راستی چرا کارگر ایرانی مسئولیت پذیر نیست، دل به کار نمی دهد،بیکاری را با همه گرفتاری ترجیح میدهد ولی از کار گریزان است . طرفه آنکه وقتی که تب ژاپن برای پولدار شدن بالا گرفته بود.همین کارگران ایرانی برای رفتن سرو دست میشکستند ودر آنجا مسئولانه و جانانه کار میکردند و هر شغلی تا سوزاندن مرده را پذیرا بودند ودر مملکت خودشان این کارها را ننگ وعار میدانند.
وقتی از یکی از این ژاپن رفته ها مطلب را سئوال کردم گفت آن پول را کارفرمای ایرانی بدهد تا همان گونه کارکنیم و هنگامی که در یک جمع کار فرمائی موضوع را مطرح کردم گفته شد آن طور کار کنند تا ماهم همان مقدار پرداخت کنیم!
حال شما بگوئید اول تخم مرغ یا اول مرغ!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر